حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2684
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
شمسى آوستائى 365 روز است ( 12 ماه فى 30 روز ، بعلاوه پنجروز ، كه در آخر سال بر 12 ماه ميافزودند ) و حال آنكه سال طبيعى 365 روز و پنجساعت و چهل و هشت دقيقه و پنجاه ثانيه است و بنابراين در هر چهار سال سال عرفى تقريبا يك روز از سال طبيعى پيش ميافتد و در هر صد و بيست سال تقريبا يك ماه ، چنان كه در جاى خود در دوره ساسانى بيايد . در دوره ساسانيان براى رفع اين نقص در هر 120 سال سال را كبيسه كرده بجاى 12 ماه 13 ماه حساب ميكردند و ماه سيزدهم را بنوبت بعد از ماهى افزوده ، مثلا ميگفتند فروردين اوّل ، فروردين دوّم ، ارديبهشت اوّل ، ارديبهشت دوّم ، خرداد اوّل ، خرداد دوّم الخ . بنابراين ميبايست در دوره اشكانى هم ترتيبى اتّخاذ شده باشد ، زيرا اختلاف براى 475 سال مدّت دورهء اشكانى تقريبا چهار ماه ميشد و ترتيب فصول بكلّى بهم مىخورد ، امور زراعتى و اعياد مذهبى و امور مالياتى نيز اختلال مييافت . متأسفانه اطّلاعى در اين باب نداريم و نميدانيم ، كه اشكانيان براى رفع اين عيب چه ميكردند . شايد كبيسه كردن سال عرفى در هر 120 سال از زمانى قديم معمول بوده و اشكانيان هم مانند ساسانيان رفتار ميكردند ، يا از يونان و روم تقليد ميشده و سال قمرى را كبيسه ميكردند ، امّا سال شمسى در تمام دورهء اشكانى به حال سال سيّار باقى ميماند . فصل دوم طبقات - مذهب - اخلاق و عادات - زبان - خط - معارف طبقات در باب طبقات قوم پارت اطّلاعى نيست ، جز اينكه اعيان و اشراف پارتى خيلى متنفّذ بودهاند و ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، مجلس اعيان از آنها تشكيل شده بود . آنها در مجلس مهستان هم نفوذى زياد داشتند و حكومت شاه اشكانى را محدود ميساختند ، به همين جهت است ، كه گويند : اقتدار و نفوذ اعيان و اشراف پارتى بيش از اقتدار اعيان و اشراف هر پادشاهى بود ، كه در مشرق سلطنت كرده . مقام اعيان و حقوق آنها موروثى به نظر ميآيد . عضويت مجلس مهستان چيزى نبود ، كه برحسب ميل شاه اعطاء شده باشد ، بل مبنى